دختر عمه ام زنگ زده میگه من تهرانم!

من: ایول بیا همدیگرو ببینیم.

دختر عمه: باشه، کی؟

من: امشب خوبه؟

دختر عمه: باشه چه ساعتی؟

من: اممم، فکر کنم کارم تا 12 دیگه تموم میشه.

دختر عمه: :-|

شوهر دختر عمه: :-|

داماد دختر عمه و دخترش :-|

مجری برنامه ی شب بخیر کوچولو :-|