موج الست
آمد موج الست کشتی قالب ببست باز چو کشتی شکست نوبت وصل و لقاست
وی
تو همه چیز را در کامم زهر می کنی....
و اگر می دانستی با من مهربان تر بودی...
+
نوشته شده در یکشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۴ ساعت ۱۲:۱۱ ق.ظ توسط رزگل |
خوندنش وقت تلف کنیه!
می نویسم که یادم نره که بودم و چه شدم، باشد که گذر غم و شادیهایم را ثبت کرده باشم.
می نویسم که دوستام از احوالم آگاه باشن . . .
خانه
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
مهر ۱۳۹۵
تیر ۱۳۹۴
اردیبهشت ۱۳۹۴
فروردین ۱۳۹۴
بهمن ۱۳۹۲
دی ۱۳۹۲
آذر ۱۳۹۲
آبان ۱۳۹۲
مهر ۱۳۹۲
شهریور ۱۳۹۲
مرداد ۱۳۹۲
تیر ۱۳۹۲
خرداد ۱۳۹۲
اردیبهشت ۱۳۹۲
فروردین ۱۳۹۲
اسفند ۱۳۹۱
بهمن ۱۳۹۱
دی ۱۳۹۱
آذر ۱۳۹۱
آبان ۱۳۹۱
مهر ۱۳۹۱
شهریور ۱۳۹۱
مرداد ۱۳۹۱
اردیبهشت ۱۳۹۱
دی ۱۳۹۰
آذر ۱۳۹۰
تیر ۱۳۹۰
خرداد ۱۳۹۰
اردیبهشت ۱۳۹۰
پیوندها
چرخ و فلک
یادداشت های یک فصل :)
فریاد رس روزهای طوفانی
موضوع آزاد
فقط خدا
سیگمانامه
با خودم حرف می زنم ...
پردال
کولی وش
BLOGFA.COM